فاطمه جان احمدى
75
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
2 . نفوذ ادبيات ايرانى بر ادبيات عربى . 3 . حضور بىشائبه دانشمندان ايرانى در عرصه توسعه فرهنگ اسلامى . پس از فتوحات اسلامى دستكم به مدت دو قرن ، كانون علمى شناختهشده در ايران ، جندىشاپور بود كه حلقه واسط علوم ايرانى ، هندى و سريانى و ساير ملل جهان اسلام به شمار مىآمد . اين كانون علمى با پذيرش دانشمندان سريانى و نسطورى و حكماى نوافلاطونىِ اخراجى از آتن ، پيشتر درهاى خود را به روى فرهنگ يونانى گشوده بود . « 1 » البته هرگز ايرانيان با فرهنگ يونانى بيگانه نبودند و اين ارتباط از زمان حمله اسكندر ( 312 - 323 ق . م ) آغاز شده و اوج آن در عصر سلوكيان ( 312 ق م ) بود ، اما با پذيرش دانشمندان فرارى يونانى ، نسطورى و سريانى از مدارس ويرانشده رُها ، نصيبين و انطاكيه ، جندىشاپور جانى تازه گرفت و در عرصهء دانشِ جهانى زبانزد شد . بعدها با تأسيس بغداد و تشكيل بيتالحكمه ارتباط تنگاتنگ جهان اسلام و جندىشاپور بيشتر شد ؛ آنسان كه حتى از اقصى نقاط براى كسب علم طب و نجوم بدانجا روى آوردند . اين دوره كه يكى از ادوار مهم و تعيينكنندهء تمدن اسلامى است ، عرصهاى نوين براى انجام فعاليت و مشاركت ايرانيان در جامعه اسلامى ايجاد كرد . عباسيان كه به مدد ايرانيان روى كار آمدند ، به پاس خدمات ايرانيان آنان را به ابناءالدولة موسوم كردند « 2 » و حتى در تقويت پايگاه ايران و شهرهاى آن كوشيدند . ولايتعهدان خلفاى عباسى چون مهدى و مأمون در ايران مشق حكومتدارى مىديدند . شهرهاى مهم ايران چون خراسان و رى ، انبار غلّه و پشتيبان عباسيان به شمار مىآمدند . « 3 » خلفاى عباسى نيز به پاسداشت خدمات ايشان ، كارها و مشاغل مهمى را بدانها سپردند . از اين پس حضور فضلا و دانشمندان و صاحبنفوذان ايرانى در دربار خلفاى اسلامى فزونى يافت . خاندانهاى ايرانىِ اثرگذارى چون نوبخت ، برمك ، و سهل فعالانه در عرصه علم و سياست حضور يافتند و با تمام قوا و امكانات در ايجاد زمينه گرايش به آداب و سنن و سلوك ايرانيان كوشيدند . در همين دوره است كه ايرانيان به دليل دارا بودن تمدنى ريشهدار و كهن ، بر مظاهر تمدنى اسلام مهمترين تأثير را نهادند . « 4 »
--> ( 1 ) . حنا الفاخورى ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمه آيتى ، ص 326 . ( 2 ) . جاحظ ، البيان و التبيين ، ج 2 ، ص 145 . ( 3 ) . بنگريد به : مهدى محقق ، مراكز علمى رى و تأثير آن در فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 230 - 223 . ( 4 ) . فون كريمر ، الحضارة الاسلامية ، ص 86 .